الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )

443

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )

زادهء رسول خدا ( ص ) بوده است . 1 - از محمد بن حسان از على بن خالد ( محمد گفته زيدى مذهب بوده است ) گويد : من در عسكر بودم ( قاموس گفته : عسكر نام سامره است و عسكريين ، على بن محمد الرضا و پسرش حسن بدان منسوبند ) و به من خبر رسيد كه در اينجا مردى زندانى است كه او را كت بسته از سوى شام آورده‌اند و گفتند او دعوى پيغمبرى كرده است . على بن خالد گويد : من به درِ زندان او آمدم و با دربانان و نگهبانان سازش كردم تا خود را به او رسانيدم و ديدم مردى است با فهم ، به او گفتم : اى مرد داستان تو چيست ؟ گفت : من مردى بودم در شام و خدا را در جايى به نام محل رأس الحسين ( ع ) عبادت مىكردم ، در اين ميان كه مشغول عبادت خود بودم بناگاه شخصى آمد و به من گفت : با ما برخيز ، من با او برخاستم ، در اين ميان كه با او بودم بناگاه ديدم در مسجد كوفه هستم ، به من گفت : اين مسجد را مىشناسى ؟ گفتم : آرى اين مسجد كوفه است . گويد : نماز خواند و من با او نماز خواندم ، در همين ميان كه با او بودم بناگاه در مسجد رسول اندر شدم كه در مدينه است و او بر رسول خدا ( ص ) سلام داد و من هم سلام دادم و نماز خواند و من هم با او نماز خواندم و صلوات به رسول خدا ( ص ) فرستاد ، در اين ميان كه من با او بودم بناگاه خود را در مكه ديدم و با او بودم تا مناسك را انجام داد و من هم با او مناسك خود را انجام دادم و در اين ميان كه با او بودم بناگاه به همان جا رسيدم كه در آن خدا را عبادت مىكردم كه در شام است و آن مرد رفت ، و چون سال ديگر رسيد بناگاه من او را ديدم كه همان كار سال اول را كرد و چون از مناسك خود فارغ شديم و مرا به شام برگردانيد و قصد جدا شدن از